زنان در سراسر جهان با نابرابری مواجه هستند (مزیاس، نیوبوری و بود-سونگ، ۲۰۱۹)، اما به ویژه در ایران. نظرسنجی شکاف جنسیتی جهانی مجمع جهانی اقتصاد (۲۰۲۱) نشان میدهد که ایران از نظر برابری جنسیتی در رتبه ۱۵۰ از ۱۵۶ کشور قرار دارد که نشان میدهد نابرابری برای زنان زیاد است. عوامل متعددی در این نابرابری ناشی از بافت ایران نقش دارند، از جمله قوانین ناعادلانه و تبعیضآمیز، تأثیر قوی تفسیر مردسالارانه از دین اسلام و ارزشهای فرهنگی که زنان را به شدت به عنوان سرپرست خانواده در نظر میگیرند. این بارِ فضیلتمندانه، این داستان را ایجاد میکند که زنان برای نقشهای حرفهای، مدیریتی یا رهبری کمتر مناسب هستند. این امر منجر به مواجهه زنان با نابرابری در محل کار از جمله عدم مشارکت در موقعیتهای مدیریتی یا رهبری، بیاحترامی به زنان در نیروی کار و مجموعهای از بیعدالتیها در سطوح خرد، میانی و کلان میشود. در نتیجه چندین داستان که زنان را در موقعیتهای فاقد قدرت قرار میدهند، زنان مرتباً ساکت میشوند یا ساکت میشوند. در این مقاله، سکوت زنان دانشگاهی در دانشگاهی در ایران را با استفاده از نظریه موقعیتیابی (دیویس و هره، ۱۹۹۰) بررسی میکنیم. ابتدا، زمینه را برای زنان در ایران در رابطه با سایر کشورهای خاورمیانه فراهم میکنیم. سپس نظریه موقعیتیابی را توضیح میدهیم که از آن برای درک چگونگی سکوت یا سکوت زنان توسط دیگران استفاده میکنیم. در نهایت، ما توصیههایی را برای سازمانهای محلی و بینالمللی که در ایران فعالیت میکنند، در مورد چگونگی کمک به ایجاد طرحهای جدید برای کاهش سکوت زنان ارائه میدهیم. زمینه ایران در ارتباط با سایر کشورهای خاورمیانه طبق نظرسنجی جهانی شکاف جنسیتی، زنان در منطقه خاورمیانه، به طور کلی از جمله ایران، با فقدان برابری مواجه هستند. بررسی نشان میدهد که کشورهای خاورمیانه دین یکسانی دارند که اسلام است و اکثر کشورها امتیاز مشابهی برای برابری جنسیتی دارند،…
دریافت اشتراک
جهت مشاهده این مطلب لطفا اشتراک تهیه کنید یا با حساب کاربری سازمانی وارد شوید.
در رصدخونه می توانید به ازاء به اشتراک گذاری رصدهای اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و…به رصد سایر افراد دسترسی داشته باشید.