اظهارات اخیر دونالد ترامپ، که در مورد چشمانداز حل و فصل دیپلماتیک مذاکرات هستهای ایران و آمریکا ابراز تردید کرده، نشان میدهد که هم او و هم اسرائیل به این نتیجه رسیدهاند که برای وادارسازی ایران به امتیازات معنادار - یا توقف غنیسازی اورانیوم یا ارائه پیشنهادهای متقابل قابل قبول برای شرایط آمریکا و اسرائیل - به یک شوک بزرگ نیاز دارند. اکنون به نظر میرسد که این شوک وارد شده است. ترامپ همچنان دیپلماسی را به عنوان مسیر ترجیحی خود مطرح میکند، در حالی که اسرائیل به عنوان مجری عمل میکند و ضربات را وارد میکند، در حالی که ترامپ به ایران راه خروج ارائه میدهد. هر دو هشدار میدهند که حملات بیشتر ممکن است، راهبردی که به وضوح برای متمرکز کردن اذهان در تهران در نظر گرفته شده است. سابقه کمپین اسرائیل علیه حزبالله در سال ۲۰۲۴ در اینجا بسیار پررنگ است: تا زمان حذف حسن نصرالله، دبیرکل حزبالله و بخش زیادی از رهبری این گروه، شلیک موشک متوقف نشد. این درس احتمالاً از آیتالله علی خامنهای، رهبر معظم انقلاب، و تصمیمگیرنده نهایی ایران، که اکنون ممکن است با انتخاب بین تسلیم و شهادت روبرو شود، پنهان نمانده است. وی همچنین باید وضعیت یک رهبری ارشد نظامی که به طور قابل توجهی تضعیف شده را محاسبه کند. اینکه آیا حکومت تشدید تنش را انتخاب خواهد کرد یا تصمیم به عقبنشینی خواهد گرفت، همچنان یک سوال بیپاسخ است. از انقلاب تاکنون، نهاد رهبری ایران در چنین مدت کوتاهی چنین تلفات ویرانگری را متحمل نشده بود. قتل فرمانده سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و چندین فرمانده ارشد، ضربهای تاریخی را نشان میدهد. عملیات سال اخیر اسرائیل - به ویژه ترور اسماعیل هنیه، رهبر حماس در سال ۲۰۲۴ در تهران - تسلط اطلاعاتی قاطع آن را نشان داده است. به نظر میرسد موساد با آزادی تقریباً کامل در داخل ایران، از جمله…
دریافت اشتراک
جهت مشاهده این مطلب لطفا اشتراک تهیه کنید یا با حساب کاربری سازمانی وارد شوید.
در رصدخونه می توانید به ازاء به اشتراک گذاری رصدهای اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و…به رصد سایر افراد دسترسی داشته باشید.