با بنبست مذاکرات، درگیری جدید با ایران بیش از هر زمان دیگری محتمل و حتی اجتنابناپذیر به نظر میرسد. ایالات متحده بیشترین نیروی هوایی خود در خاورمیانه را از زمان جنگ عراق در سال ۲۰۰۳ تاکنون، در منطقه متمرکز کرده است. عملیات نظامی در ایران احتمالاً کارزاری گسترده و چند هفتهای خواهد بود که بیشتر به یک «جنگ تمامعیار» شباهت دارد تا عملیاتی مشابه برکناری نیکولاس مادورو. در حال حاضر، هیچ شفافیتی درباره اینکه آیا آمریکا حمله خواهد کرد، چه نقاطی را هدف قرار خواهد داد یا چه پیامدهایی در پی خواهد داشت، وجود ندارد. در فقدان پاسخ، پرسیدن سوالات درست اهمیت دوچندان مییابد. در اینجا ۶ سوالی که سیاستگذاران آمریکایی باید بپرسند، مطرح شده است: ۱. هدف از یک کارزار نظامی چیست؟ کاخ سفید هنوز مشخص نکرده که دولت در پی دستیابی به چه هدفی در یک کارزار نظامی است. سه گزینه محتمل وجود دارد: دونالد ترامپ معتقد است حمله، جایگاه او را در مذاکرات هستهای و خلع سلاح تقویت میکند. دولت به دنبال تضعیف جدی یا قطع رأس هرم ایران، از جمله احتمالاً آیتالله علی خامنهای است. حملات نظامی عمدتاً نمادین خواهند بود تا وعده رئیسجمهور برای حمایت از معترضان ایرانی و هشدار «خط قرمز» او درباره عدم استفاده از نیروی مرگبار علیه تظاهرکنندگان محقق شود. اگر اینها اهداف دولت باشند، موانع بزرگی بر سر راه آنهاست. ایران هر چقدر هم ضعیف باشد، بسیار بعید است که آیتالله خامنهای در مسائل کلیدی مانند برنامه موشکی تسلیم شود؛ چرا که به این نتیجه رسیده که برچیدن توانمندیهایش پرخطرتر از تحمل یک حمله نظامی است. از نظر ایدئولوژیک، او احتمالاً مرگ و شهادت را به تسلیم در برابر آمریکا ترجیح میدهد. اگر هدف، تغییر یا سرنگونی رهبران باشد، چالش انتخاب جانشین پیش میآید. شهادت هوشیارانه مارکو روبیو، وزیر امور خارجه، در مجلس سنا نشان داد که او معتقد است جانشین…
دریافت اشتراک
جهت مشاهده این مطلب لطفا اشتراک تهیه کنید یا با حساب کاربری سازمانی وارد شوید.
در رصدخونه می توانید به ازاء به اشتراک گذاری رصدهای اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و…به رصد سایر افراد دسترسی داشته باشید.