مقدمه شی جین پینگ، رئیس جمهور چین در جریان سفر خود به عربستان سعودی در اوایل ماه دسامبر در نشست افتتاحیه شورای همکاری خلیج فارس و چین شرکت نمود. این نشست بر بهبود روابط چین و شورای همکاری خلیج فارس و ایجاد روابط امنیتی بین طرفین متمرکز بود. شی در سخنرانی خود در آن نشست از دو طرف خواست تا "شریک طبیعی" برای همکاری باشند و پنج حوزه اصلی همکاری را پیشنهاد کرد: انرژی، مالی و سرمایهگذاری، نوآوری و فناوریهای جدید، هوا فضا، و زبان و فرهنگ. با این وجود، نگاهی به این تعامل نشان میدهد که نقطه کانونی هر مشارکت کجاست: انرژی، فناوری و تجارت. برای پادشاهیهای خلیج فارس روابط تجاری با چین اقتصاد آنان را از نفت که بخش عمده درآمد ملی شان را تامین میکند به سوی حرکت به سمت متنوع سازی منابع درآمدی سوق میدهد. مهمتر از آن این که در چارچوب رقابت جهانی نشست برگزار شده هیچ تعهد مشخصی برای تعمیق مشارکت راهبردی چین و شورای همکاری خلیج فارس ارائه نکرد و هیچ مورد تازهای در حوزه امنیت اعلام نشد. مشارکت راهبردی چین و شورای همکاری خلیج فارس در خلیج فارس جایی که ایالات متحده برای دههها بازیگر خارجی غالب بوده چین به دنبال ایجاد روابط سیاسی نزدیک با قدرتهای نوظهور برای تضمین دسترسی به منابع انرژی حیاتی، گسترش دامنه تجاری خود و افزایش نفوذ استراتژیک خود بوده است. در حالی که چین معتقد است هژمونی ایالات متحده در خلیج فارس رو به افول میباشد رویکرد آن کشور برای دستیابی به موقعیت و نفوذ در جایگاه قدرتی بزرگ همراه با احتیاط و تردید بوده است. دامن زدن به بیثباتی به نفع چین نیست چرا که آن کشور نه اراده و نه ظرفیت ایفای نقش امنیتی منطقهای ایالات متحده را دارد. در عوض، چین با کشورهای کلیدی شورای همکاری خلیج فارس مشارکتهای استراتژیک ایجاد کرده که…
دریافت اشتراک
جهت مشاهده این مطلب لطفا اشتراک تهیه کنید یا با حساب کاربری سازمانی وارد شوید.
در رصدخونه می توانید به ازاء به اشتراک گذاری رصدهای اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و…به رصد سایر افراد دسترسی داشته باشید.