جمهوری اسلامی ایران وارد نقطه عطف سرنوشتسازی شده است که در آن، فروپاشی داخلی و تنشهای بیرونی همدیگر را تقویت میکنند. موج کنونی اعتراضات در حالی گسترش مییابد که نظام جمهوری اسلامی با شکست همزمان در مدیریت اقتصادی، حکمرانی زیستمحیطی و مشروعیت سیاسی روبروست. همزمان، تهران در حال آزمون اعتبار بازدارندگیای است که پس از اقدام مستقیم ایالات متحده علیه برنامه هستهایاش دوباره برقرار شد. این تلاقیِ بحرانها، گزینههای نظام را محدود کرده و محاسبات استراتژیک واشنگتن، اروپا و اسرائیل را تغییر داده است. عملیات «چکش نیمهشب» در ژوئن ۲۰۲۵، دونالد ترامپ دستور حمله به تأسیسات هستهای ایران را در قالب عملیات «چکش نیمهشب» صادر کرد. هدف این عملیات ابهامی نداشت: پیشرفت هستهای دیگر از طریق تأخیرهای دیپلماتیک مدیریت نخواهد شد، بلکه با اجبار مستقیم متوقف میگردد. آن عملیات با نشان دادن این موضوع که تنشزایی هزینههای فوری و شدیدی به همراه دارد، بازدارندگی را احیا کرد. پاسخ ایران از آن زمان تاکنون، بیش از آنکه مبتنی بر تطبیق با شرایط باشد، بر پایه لجاجت بوده است. پس از جنگ ۱۲ روزه، تهران با بهرهگیری از فناوری و قطعات چینی، توسعه موشکهای بالستیک خود را شتاب بخشید تا سیستمهایی را که در طول حملات اسرائیل آسیب دیده بودند، بازسازی و تقویت کند. با این حال، جمهوری اسلامی اکنون ضعیفتر از هر زمان دیگری پس از سال ۱۹۷۹ است و این ضعف، ساختاری است نه مقطعی. فروپاشی اقتصادی، فاجعه زیستمحیطی، شکاف نسلی و فرسایش مشروعیت ایدئولوژیک، توانایی ایران برای حکمرانی را تهی کرده است. بیش از ۴۰ درصد جمعیت ایران زیر ۲۵ سال هستند، اما نرخ بیکاری جوانان در سطح ملی از ۲۰ درصد فراتر رفته و برای زنان به ۳۵ درصد نزدیک میشود. ارزش ریال به حدود ۱.۴۵ میلیون تومان در برابر دلار سقوط کرده، تورم به ۶۰ درصد رسیده و قیمت مواد غذایی سالانه بیش از ۷۰ درصد افزایش…
دریافت اشتراک
جهت مشاهده این مطلب لطفا اشتراک تهیه کنید یا با حساب کاربری سازمانی وارد شوید.
در رصدخونه می توانید به ازاء به اشتراک گذاری رصدهای اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و…به رصد سایر افراد دسترسی داشته باشید.